محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
841
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
دانى و مانند آن كرده آب بسيار كرم جوشان مقدار معتدى بر آن ريخته سر آن را بسته تا يك ساعت كامل ميكذارند تا قوت آن قدرى در آب باز داده شود و آب نيمرنك كردد پس در پيالها ريخته با نبات و شير و يا با نبات تنها نيمكرم مىآشامند چنانچه به تفصيل ان شاء اللّه تعالى خواهد آمد و از براى اين نوع طبخ انواع ظروف از نقره و چينى و سفالى ميسازند همه لولهدار و در سرپوش انها يكدو سوراخ باريك ميكذارند تا باعث احتقان ابخره و تعفين آن نكردد و بعضى نامقيدان از خدمه و غيرها بعد از صاف نمودن آب آن بركها را خشك نموده جمع كرده در ميان قوتيها و صندوقها باز پر نموده سر آن را همان قسم بسته ميفروشند و اين نوع خالى از عفونت و زهومتى نيست بركهاى آن اندك از هم باز شده و رنك آن بسياهى مائل كشته و اكثر شكسته مىباشد و انواع ديكر از سفيد و سبز و اندك سياه متوسطاند در قوّت هريك نسبت بديكرى و از نوع بسيار خوب اعلاى آن آثار غريبه عجيبه شنيده شده از آن جمله آن است كه اكر سه چهار برك آن را بر يك ران كوشت كاو خام كوبيده بپاشند و سر آن را پوشيده چهار پنج ساعت نكاه دارند تمام آن را مضمحل ميكرداند و اين نقل را چنين مىكند كه يكى از سلاطين خطا قدر قليلى از چاى با تحائف ديكر براى يكى از سلاطين هند فرستاده بود به نظر آن پادشاه حقير نمود ايلچى پادشاه خطا كفت اين قدر بسيار است و عزيز و مقدار استعمال آن بسيار كم از يكدو برك زياده نيست پس و آن كوشت كاو خامى را طلبيده آن عمل را بدان نمود و ميرزا قاضى در رساله خود نوشتهاند كه قوت اين دوا در استحاله طعام و غذا چنانچه از بعض ثقه كه بقول آن اعتماد تمام بود و ببلاد خطا رفته و از كيفيت آن اطلاع داشته مسموع شد كه اكر چند برك آن را در ديكى كه در آن سه من برنج و كوشت و مصالح طعام بوده باشد بكذارند و ديك را ساعتى بپوشند چون سر ديك را بردارند معلوم نتوان نمود كه دران ديك چه چيز بوده يعنى كداخته و مضمحل و درهم شده بنوعى كه امتياز نتوان نمود اما مزاج آن بدانكه آن كرم است در اواخر درجه دويم و بعضى ازين كمتر و بعضى بنا بر تسكين آن مر حرارت و التهاب باطن را سرد ميدانند و شايد اين توهمى باشد و تسكين آن حرارت و التهاب باطن دانه بسبب برودت آن باشد بلكه به سبب حرارت و تقطيع و تلطيف آن مر بلاغم و اخلاط لزجه را و يابس در اوائل دويم و ميرزا قاضى نوشته كه مترجم كتاب ابو ريحان متوجه تحقيق اين دوا نشده و از فحواى كلام مشار اليه چنان معلوم مىشود كه مزاج اين دوا بارد باشد زيرا كه رفع ضرر شراب را بان نشان ميدهد چنان كه حرارت باطن را تسكين ميدهد ازين اقوال استدلال بر سر سردى مزاج آن تواند نمود كلامى كه چنين نقل مىكند كه در طعم او فى الجمله تلخى هست مشعر است بر آنكه در وى حرارتى هست و آنچه بخاطر فقير ميرسد اين است كه طبيعت اين دوا معتدل مائل بحرارت باشد و اللّه اعلم بحقائق الأشياء امّا افعال و خواص آن دافع رطوبات و هاضم طعام و مقوى آن ارواح و قوى مبرودين و مرطوبين و مفتح و معرق و منضج و طبيخ آن مسكن عطش كاذب و التهاب معده و جشاى دخانى و صافكننده خون و رنك رخسار و منشط و منعظ و محرك باه مبرودين و جهت ازاله بخر و بدبوئى دهن و رائحه شراب و سير و پياز و طيب نكهت بغايت مفيد و مبدرق ادويه است بقعر معده و عمق بدن و معرق و منقى دماغ و معده و شايد يرقاق و سوء القنيه و استسقا و امراض سدى را با ادويه مناسب هريك مفيد باشد جهت خفقان و امراض قلب و انتصاب نفس و انبساط نفس و ازالهء غم نافع و بعضى از اطبا آن را داخل اجزاى مفرحات كردهاند جهت آنكه مفرحات كردهاند جهت آنكه مفرح و در زياتى تفريح ممد است و ضماد پخته آن جهت اورام صلبه و تسكين درد بواسير نافع و نطول آن معرق و منوم است و در طعم اندك تلخى و عفوصتى مىباشد و آن در طبخ با آب و داخل كردن نبات زائل مىشود و مهزل بدن محرور المزاج است و مصلح آن شير تازه دوشيده جوشداده و نبات است و مضر معده بارد و مصلح آن باديان خطائى است [ مطبوخ چائى كه از براى هضم غذا بنهايت نافع است ] مطبوخ چائى كه از براى هضم غذا بنهايت نافع است و بعضى را گمان آنست كه مرغى جرم معده است و لهذا در مطبوخ آن مقويات معده چون باديان خطائى و قرنفل و امثال آن داخل مينمايند صنعت آن بكيرند چهار من آب باران و در ديك سنكى و يا سفالى و يا نقرئى كرده بجوشانند تا يكمن بماند كرماكرم در مرتبان چينى كرده چاى خطايى باديان خطايى دارچينى سيلانى قرنفل نانخواه فوفل از هريك يك مثقال سواى چاى باقى ادويه را نيمكوفته در آن ريخته اطراف و سر آن مرتبان را بلباسها بپوشانند بهنحوىكه بيست و چهار پياله از كرمى در آن بماند پس صاف كرده در شيشها نكاه دارند و نزد حاجت كرم كرده نبات سفيد پنج مثقال داخل نموده نيمكرم كرده بياشامند و يا آنكه قدرى نبات به قدر ضرور داخل كرده بقوام آورده بر سنك بريزند تا مانند اقراص بسته كردد و چون بسته شود ديده نكاه دارند و در وقت حاجت يك قرص يا دو قرص را در آب يا كلاب پخته چون قهوه بنوشند [ طريق طبخ چائى كه بهترين اقسام و اكثر معمول اهل فرنك است ] طريق طبخ چائى كه بهترين اقسام و اكثر معمول اهل فرنك است آن است كه قدر كمى از چاى را در قهوهدان چينى كلى يا نقرئى كرده آب را بسيار جوش نموده كرماكرم بر آن مىريزند و مقدار يك ساعت ميكذارند كه آب نيمرنك شود بعد از آن در پيالها ريخته قدرى نبات كه آن را شيرين كند داخل كرده شير كرم مينوشند يك پياله باه و پياله بالاى ناشتا يا وقت انحدار غذا و بعضى شير تازه دوشيده جوش داده نيز قدرى را داخل ميكنند و بعضى قدرى باديان خطائى در قهوهدان با چاى مىافكنند در ابتدا و ناشتا خوردن و بسيار غليظ رنكين آن ممنوع و مضر معده و لاغر كنندهء بدن است خصوص محرورين را و شير و شيرنى مصلح آن است و رافع يبوست آن نيز طريق پختن چاى نوع ديكر مقدار هشت اثار آب در ديك سفالى بجوشانند تا به نصف رسد پس دارچينى قرنفل باديان خطائى نانخواه دانه هيل فوفل از هريك يك مثقال در آن بجوشانند تا دو سير آب بماند و در عين جوش دو مثقال چاى درو اندازند و فرود آورده سر او را بپوشانند و بالاى آن چند لاى پارچه بيندازند تا كرم بماند و بخار آن بيرون نرود و تا سه ساعت نكاه دارند پس مقدار سه چهار مثقال آن را با دو مثقال نبات شير كرم بنوشند نوع ديكر دارچينى عود غرقى انيسون خصية الثعلب مصرى مصطكى رومى صندل سفيد كاوزبان از هريك ربع مثقالى در آب بجوشانند و در اخر نيم مثقال چاى در آن اندازند و فرود آورده به همان دستور به كار برند و مقدار شش هفت مثقال آن را با چهار پنج مثقال نبات بنوشند و اكر بسيار مبرود المزاج باشد و كرمى بسيار مطلوب باشد يك مشك و دو حبه عنبر سوده بر آن پاشيده بنوشند [ طريق طبخ چاى از ميرزا قاضى ميرزا قاضى ] امّا آنچه ميرزا قاضى در رساله خود نوشته طريق طبخ آن آن است كه از شخصى تاجر كاشغرى شنيدم كه طبخ آن به اين طريق مشاهده شده كه مقدار دويست مثقال آب را با دو مثقال چاى در ديكجه كرده باتش ملايم بجوشانند تا به نصف رسد و هرگاه بغليان و ثوران آيد قدرى آب سرد بر آن زنند تا غليان و ثوران باز نشيند و همچنين زمان زمان ملاحظه نمايند تا آنكه رنك آن مثل شراب ريحانى شود پس فرود آورده نيم كرم چند پياله بنوشند در افعال مذكوره بغايت مفيد بود و ايضا نوشته كه از شخص ديكر بدين نوع مشاهده شده و آن شخص از اهل بلاد خطا بود ميكفت كه آن را بغليان مىبايد اورد و چند برك از آن را در حالت غليان در آن مىبايد انداخت فرود آورده زمانى كذاشته تا رنك و اثر آن در آب اثر نمايد پس صاف نموده استعمال نمايند و جماعتى از اعيان بعضى از ادويه حاره مثل دارچينى و هيلبوا و زعفران قدرى اضافه مينمايند ميجوشانند و ميكوبند كه اثار غريبه از آن بظهور مىآيد قرص چائى خطايى مقوى بدن و هاضم طعام و رافع جشا و رياح و مهيج باه است